تبليغاتX
صدای من

خبر جدید از پرونده خبرنگاران اخراجی مردم نو
خبرگزاري دانشجويان ايران - زنجان


رسیدگی به پرونده خبرنگاران اخراجی روزنامه مردم نو طولانی شد

خبرنگاران اخراجی روزنامه "مردم نو" با وجود گذشت بیش از یک ماه از شکایت خود برای پیگیری حقوق صنفی شان، هنوز به نتیجه ای نرسیده اند.

به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) منطقه زنجان، این خبرنگاران، در پی اخراج خود توسط مدیر مسئول و صاحب امتیاز روزنامه مردم نو به سازمان کار و آموزش فنی و حرفه ای استان زنجان مراجعه کردند تا از طریق قانونی به حقوق خود دست یابند ولی با گذشت 34 روز از شکایت خود، شعبه اول هیئت تشخیص این سازمان هنوز رایی در خصوص این پرونده اعلام نکرده است.

سمیه میناخانی، سخنگوی خبرنگاران اخراجی در این مورد به خبرنگار ايسنا گفت: علی رغم صراحت ماده 9 آیین نامه "چگونگی تشکیل جلسات و نحوه رسیدگی هیئت تشخیص " مصوب 12/12/69 وزیر کار، مبنی بر موظف بودن واحد کار محل برای ابلاغ رای ظرف مدت سه روز ، هنوز رایی به ما ابلاغ نشده است .

وی ادامه داد: هر چند رئیس شعبه اول هیئت تشخیص اعلام می دارد که پرونده در مرحله تحقیق است ولی به نظر این هیئت تا کنون رابطه کارگری و کارفرمایی بین خبرنگار و مدیر مسئول به صورت کلی محرز نشده و به همین دلیل صدور رای را به تاخیر می اندازند.

میناخانی با اشاره به شکایت خبرنگاران اخراجی در روز بیستم خرداد ماه، افزود: جلسه اول رسیدگی در مورخ بیست و ششم خرداد، در شعبه اول هیئت تشخیص سازمان کار زنجان تشکیل یافت که به دلیل عدم حضور نماینده کارگران، موضوع به جلسه بعد موکول شد ولی با وجود تصریح ماده چهار آیین نامه چگونگی تشکیل جلسات هیئت تشخیص که باید حداکثر ظرف مدت یک هفته این جلسه تجدید می شد، بعد از گذشت 14 روز جلسه دوم برگزار گردید.

وی دلیل اخراج خبرنگاران را صدور ابلاغیه ای از سوی سازمان کار به مدیر مسئول روزنامه عنوان داشت که بر اساس آن ، مدیر مسئول موظف بود ظرف مدت بیست روز نسبت به بیمه نمودن خبرنگاران و اجرای سایر مفاد قانونی در مورد آنان اقدام نماید که پس از سپری شدن این مدت، مدیر مسئول به جای عمل نمودن به این موارد، طی نامه ای، از شورای سر دبیری روزنامه خواست که با این خبرنگاران قطع رابطه همکاری صورت بگیرد.

میناخانی بخشی از نامه مدیر مسئول به شورای سردبیری را چنین اعلام کرد: " از آنجایی که این روزنامه پاسخی به اداره کل مذکور(اداره کار) و بازرسان آن در خصوص موارد مطروحه نداشته، شاکیان عزیز را مطلع فرمائید تا با توجه به روندی که برای خود در پیش گرفته اند، اقدام به قطع همکاری نموده و رسما از روزنامه مردم نو شکایت تا اداره کار اقدام به انشای رای کرده و روزنامه نسبت به اجرای رای صادره در حد توان اقدام نماید".

در پی این اقدام، علیرضا اسکندریون، یکی از اعضای شورای سردبیری در حمایت از خبرنگاران استعفا نمود. خبرنگاران اخراجی مردم نو با سوابقی بین دو تا پنج سال در این روزنامه مشغول به کار بودند که از مزایای قانونی چون حق بیمه، حق سنوات، عیدی، پاداش، اضافه کاری و ... محروم بودند و پیش از اخراج خود با مراجعه به سازمان کار استان، درخواست کمک از این سازمان را مطرح نمودند که این سازمان نیز با اعزام یکی از بازرسان سازمان کار گزارشی از این موارد تهیه کرده و طی ابلاغیه ای به مدیر مسئول، اجرای مفاد قانونی را در خصوص خبرنگاران این نشریه، خواستار شد که وی نیز خبرنگاران را اخراج کرد.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم تیر 1387ساعت 20:9  توسط زهرا هادی لو  | 
با سلام

این هم آخرو عاقبت کار خبرنگاری من و دوستام در روز نامه مردم نو

خبرگزاري دانشجويان ايران - زنجان

خبرنگاران روزنامه "مردم نو" به دليل پيگيري حقوق صنفي خود اخراج شدند

خبرنگاران روزنامه "مردم نو" به دليل پيگيري حقوق صنفي خود توسط مدير مسئول روزنامه اخراج شدند.

يكي از خبرنگاران اخراج شده اين روزنامه در گفتگو با خبرنگار خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا) منطقه زنجان، گفت: اين اقدام در پي اخطار سازمان كار و امور اجتماعي استان مبني بر پرداخت حق و حقوق هيئت تحريريه اين نشريه توسط مدير مسئول به وقوع پيوست.

سميه ميناخاني اظهار نمود: رضا سواري ، مدير مسئول روزنامه مردم نو طبق اين اخطاريه موظف بود پس از گذشت 20 روز از دريافت نامه ، نسبت به پرداخت حق بيمه ، حق سنوات ، اضافه كاري ، حق ماموريت و ... خبرنگاران اقدام نمايد كه بعد از سپري شدن اين مدت، مدير مسئول روزنامه با ارسال نامه اي به شوراي سردبيري اعلام كرد كه از اول خرداد ماه از دريافت هرگونه مطلب توليدي توسط خبرنگاران خود داري شود.

وي ادامه داد: در پي ارسال اين نامه، خبرنگاران به همراه عكاس روزنامه اخراج شدند و عليرضا اسكندريون، يكي از اعضاي شوراي سردبيري نيز در حمايت از خبرنگاران، استعفاي خود را اعلام كرد.

ميناخاني گفت: خبرنگاران اخراج شده روزنامه مردم نو بين 2 تا 5 سال سابقه كار در اين روزنامه دارند.

شايان ذكر است ركود در روزنامه مردم نو طي 2 روز اخير مشهود بوده و صفحات آن از اخبار سايتها و خبرگزاري ها كامل مي شود.

رضا سواري مدير مسئول روزنامه مردم نو در گفتگويي كوتاه با خبرنگار ايسنا بيان جزئيات اين مسئله را به آينده اي نزديك موكول كرد.

+ نوشته شده در  دوشنبه ششم خرداد 1387ساعت 14:53  توسط زهرا هادی لو  | 
دلم گرفته است

چرا که میبینم چشمانی را

از حلقه اشکی

که دور میزند

تمام وجودم را.

دلم گرفته است

چرا که میشنوم صدایی خراشیده دل دوستی را.

دلم گرفته است

از دلی که ایستاده است در جایی که باید بتپد.

دلم گرفته است

از نگاهی که نشناخت

تورا

و

من

را

پس سکوت میکنم

چشمانم را میبندم

و گوشهایم را میگیرم

و به دلم میگویم بایستاد.

+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم آذر 1386ساعت 16:3  توسط زهرا هادی لو  | 
سکوت نکن

دراین هیاهوی زیستن که سکوت جرمی است نابخشودنی

نایست در این چهارراه بیرحم که سرمای شهر میسوزاند سر

انگشتان کودک کار را...

نایست دراین خیابان پرترافیک نان ونفت که گندمش  قیمت خون

دل مادرانی است که آرزوی خوشبختی برای فرزندانشان دارند..

ونفتی که در بشکه های بزرگ وکوچک حمل میشوندبه قیمت دلارهای

که هیچوقت یکی از آنها را نمیتوانی لمس کنی

حرکت کن در این جاده که هزار روزش گذشت مثل برق

حرکت کن در این جاده که هزار شبش با ستاره های درخشان و

گاه ابری سپری شد

و ما بودیم و یک شهر

وما بودیم و هزاران حادثه

ویک روزنامه ۴ صفحه ای که باید از هزارن هزار روز مینوشت

از غم نان تا پیروزی کسانی که زیستن را به گونه ای نو تجربه کنند

امروز روز انتشار هزارمین شماره روزنامه مردم نو است.

ما یاد گرفتیم که نایستیم.

یاد گرفتیم که باشیم .

یاد گرفتیم که به ناممکن ممکن بگوییم .

یاد گرفتیم که در این اوضاع بی ثبات جامعه که هر دم به

سازی میرقصند دوام بیاوریم.

یاد گرفتیم از معلم زندگیمان (آقای علیرضا اسکندریون و

آقای سعید افشار)که درسهای زندگی فقط در کتابهای درسی

نوشته نشده است بلکه زندگی آنهم در میان مردم و نوشتن دردها

ی آنان خود درس بزرگی دارد .

یاد گرفتیم که نهراسیم از موجهایی که گاه وبیگاه به در

بسته میخورد.

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم آبان 1386ساعت 9:56  توسط زهرا هادی لو  | 
هیچ وقت فکرش را نمیکردم که برای شروع دوباره  از غمی بنویسم

که ناگهانی سراسر وجودم را گرفته .از مرگ عزیزی که برادرزاده ام بود.کودکی ۶ساله

که کیف مدرسه آبی رنگ خریده بود وکتاب پیش دبستانی  ودفتر نقاشی اش را داخل آن قرار داده بود.

نقاشی یک خانه که یک چراغ روشن داشت و دود کشی که همواره دود از آن بیرون می آمدو این یعنی

یک خانه گرم و پدر ومادری که دست کودکی را گرفته اند.جلال خانه ما همه چیزهای که با خود داشت

با خود برد و در غروب یک روز پاییزی از بالکن خانه ایی که قرار بود در آن خطبه عقدی برای وصل دو زندگی

خوانده شود پرتاب شد و دیگر بیدار نشد و حسرت خرید یک جایزه کوچک برای بردر زاده را به دل من گذا

شت.

حالابه دوستی که از من انتظار پرواز دارد نمیدانم چه جوابی بدهم

 

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم آبان 1386ساعت 13:45  توسط زهرا هادی لو  | 
برای تو و خویش

 چشمانی آرزو می کنم

که چراغها و نشانه هارا در ظلمتان ببیند

گوشی که صداها و شناسه ها را

در بیهوشی مان بشنود

برای تو و خویش روحی

که این همه را در خود گیردو بپذیرد

و زبانی

که در صداقت خود

ما را از خاموشی خویش

بیرون کشد و بگذارد

از آن چیز را ها که در بندمان کشیده است

سخن بگوییم

                  ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ-

گاه

آنچه ما را به حقیقت می رساند

خود عاری است

زیرا

تنهاحقیقت است که رهایی می بخشد

          ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

جویای راه خویش باش

ازاین سان که منم

در تکاپوی انسان شدن

در میان راه

دیدار میکنیم

حقیقت را

آزادی را

خود را

در میان راه

                 ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

شعر از مارگوت بیکل.شاعر آلمانی

+ نوشته شده در  شنبه پنجم خرداد 1386ساعت 12:4  توسط زهرا هادی لو  | 
همه چیز تمام شد

به همین راحتی 

به همین سادگی

یک نفر از راه رسید و به ما گفت:حیوانات موذی

و بعد همه چیز با یک معذرت خواهی ساده تمام شد

.............................................................................

فکر میکنم دیگر همه خبر توهین معاون استاندار به خبرنگاران را و عذر خواهی وی را شنیده اند

گر چه به نظر میرسد با توجه به این نکته که همواره بخشش از بزرگان میبا شد ما آنها را نمیدانم ب ب 

خ.... نبخ.......شیم 

البته در اوضاع کنونی که اکثر مطبوعات از هر طرف محدود میشوند راهی به جز دادن بیانیه نداشتند

به همین عذرخواهی قناعت کردند.ولی جای این سوال همواره در ذهن میماند که اگر خدای نا کرده

توجه داشته باشید خدای ناکرده  بالعکس این اتفاق میافتاد چه بلایی بر سر خبرنگاران می آمد؟؟؟؟؟؟؟

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1386ساعت 17:41  توسط زهرا هادی لو  | 
میدانم  

میدانم

میدانم

خیلی دیر کردم...........آنقدر دیر که دیگرکسی به من سر نمیزند.

ولی حالا هستم............................................................چون باید باشم آنهم به خاطر قانون زندگی

قانونی که هر روز هر شب و هر لحظه در کوچه پس کوچه های شهر کوچک من اجرا میشود.تا آنجا که

کودکان پایین شهر آن را از حفظ اند.

آنها میدانند که فاصله طبقاتی بیداد می کند چرا که نمای آجری خانه هایشان با نمای دیگران فرق میکند

آنها میدانند که نرخ بیکاری بیداد میکند چرا که بابا هر سه ماه یکبار بیکار میشود  و آهی در بساط ندارد

آنوقت است که کودک کار شاغل میشود وبرای چندرغاز .

آنها میدانند فاصله طبقاتی در شهر بیداد میکند چرا که مرد همسایه با وانتش هم هندوانه آبدار جابجا

میکند وهم بچه هایش را به مسافرت میبرد.

...........................اصلا همه کودکان پایین شهر همه چیز را میدانند حتی اگر کسی به آنها چیزی نگوید

حتی اگر کسی روی تمام آن چیزهایی که آنان میبینند رنگ طلایی بپاشد.

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم اردیبهشت 1386ساعت 11:1  توسط زهرا هادی لو  | 
با سلام مجدد به همه آنانی که صدای من را برای چندمین بار میشنوند .

و سلام به کسانی که برای اولین بار این صدا را میشنوند.

.اما اهداف وبلاگ نویسان از مناظر مختلف:

یک-داشتن یک دفترچه خاطرات که دسترسی همه به آن آسان باشد.حالا راست و دروغش پآی خود

نویسنده وبلاگ.

دو-رسیدن به یک شهرت جهانی و یا نیمه جهانی و یا حتی محلی .

سه- بعضی ها هم برای این وبلاگ میزنند تا پیش دوست و آشنا کم نیاورند

چهار -به کوری چشم دشمنان و مشت کوبیدن به دهان ...

پنچ-بعضی ها هم مطالب علمی.فرهنگی.اقتصادی .اجتماعی .سیاسی.هنری و ...در وبلاگ شان

می نویسند)(مطالب ارزنده).

شش-بعضی ها هم نظراتشان.افکارشان را در مورد هر چیزی که دوست دارند را مینویسند.

هفت-

هشت-...

.

.

از این به بعدش را خودتان حدس بزنید.حالا بماند که بعضی ها هم این کار را سوسول بازی میدانند.

البته نه من و نه هیچ کس دیگر به جز کسانی که حق دارند وبلاگها را فیلتر کنند حق ندارند بدانند که فلان

مطلب برای چه نزشته میشود.

+ نوشته شده در  دوشنبه سوم اردیبهشت 1386ساعت 17:7  توسط زهرا هادی لو  | 
سلام
+ نوشته شده در  شنبه هجدهم فروردین 1386ساعت 17:23  توسط زهرا هادی لو  |